کربلا طریق الاقصی

کربلا طریق الاقصی

امام زمان پر کفر
کربلا طریق الاقصی

کربلا طریق الاقصی

امام زمان پر کفر

America must take the banks into residential units and sit

بسیاری از مردم آمریکا براثر اقساط طولانی و سنگین منازل مسکونی خود ورشکست شده و بی خانمان شدند آنها بدانند سهمشان در بانکها محفوظ است واز نظر اصولی سهامدار بانک هستند زیرا چند بار قیمت واقعی مسکن را در طول دوران جوانی خود به بانکها قسط پرداخت کرده اند لذا حق آنهاست که چند نفری یکی از واحد های بانک را تصرف کرده و تبدیل به مناطق مسکونی نموده و در آن ساکن شوند از نظر حقوقی هم میتوانند برای پشتیبانی به ما مراجعه نمایند


پس انداز تورم زا و ضد تولید


یکی از مسائل پشت پرده اقتصاد معاصر معکوس نشان دادن اصول اقتصادی به کمک الفاظ و فرمولهای ریاضی بوده است . وعلت اینهمه پیچیده کردن فرمولها هم به همین خاطر بوده تا از دسترس عوام بیرون نگهداشته و از دخول آنان به مباحث اقتصادی جلوگیری شود تا راحت تر بتوانند توطئه های اقتصادی را پیاده نمایند. بطور مثال وقتی کودکان را به تحصیل تشویق می کنند و آنان را تادوره دکترا و بالاتر از آن از اشتغال حین تحصیل منع می کنند هدفشان این است که بازار کار محدود شود و دستمزدها را باچانه زنی تعیین نمایند واز دسترس قانون عرضه و تقاضا بیرون آید و انحصاری مثلا سندیکاها شود.
یکی دیگر از کلک های علمی آنان این بوده که پس انداز پشتوانه تولید است در حالی که عملا پس اندازها راهی بازارهای مالی شده و دراختیار رباخواران و نزول دهندگان قرار می گرفت .برای بررسی علمی این موضوع به روش خودشان توجه کنید :
فرض کنید شما آ ریال هزینه دارید و می خواهید ب ریال هم پس انداز داشته باشید لذا باید درخواست مبلغ ج ریال دستمزد نمائید کسی که این دستمزد را به شما می پردازد یا دولتی است یا بخش خصوصی اگر بخش دولتی است باید به اندازه ج ریال مالیات بگیرد که دستمزد شمارا بدهد د ریال هم برای هزینه های خود لذا میزان مالیات ه ریال می شود! تولید کننده یا بخش خصوصی هم وقتی ه ریال مالیات می دهد باید ه ریال برای جایگزین مالیات بگیرد و و ریال هم برای هزینه های خود لذا قیمت کالا ز ریال تعیین می شود! و به همین ترتیب قیمت ها بالامی رود لذا می بینیم که پس انداز نه تنها به تولید کمک نمی کند بلکه باعث افزایش قیمتها و تزریق تورم می شود . بالارفتن قیمتها براساس قانون عرضه و تقاضا باعث کاهش خرید و لذا کاهش تولید می شود واگر جزو کالاهای ضروری باشد دولت را مجبور به پرداخت سوبسید می کند و این روند ادامه می یابد

آیا بانک سرمایه است؟

ازقدیم گفته اند که هرکس به آنچه ندارد مشهور است ! مثلا به کچل می گویند زلفعلی یا به کور می گویند چراغعلی ! خیلی مواقع آدم به این ضرب المثل ها بی اعتقاد می شود ولی سر بزنگاه می بیند که کاملا درست است ! یک نمونه این بانک ها هستند که برخلاف کار خانه ها و کار گاه ها که سرمایه آن ها تا 90 درصد دارائی هایشان است حتی سرمایه بانک ها به یک درصد دارئی شان نمیرسد!  و اصولا بانک ها به این دلیل به وجود می آیند که خودشان سرمایه ندارند بلکه متخصص جذب سرمایه های مردم هستند! برخی از آن ها با دروغ و برخی نیز با تبلیغات این کار را می کنند. البته این امر نافی وجود بانک ها نیست بانک ها اگرمسائل شرعی و انسانی را رعایت کنند میتوانند درآمد وسرمایه ای هم داشته باشند زیرا آن ها کار های پولی و مالی را سریعتر و بهتر انجام میدهند و بابت همین تخصص هم میتوانند کار مزد دریافت نمایند و هزینه های خود را پوشش بدهند. اما متاسفانه اکثر بانک ها به سپرده های مردمی چشم دوخته اند حتی هزینه های خودرا از این سپرده ها برمی دارند به این امید که روزی آن ها را پس بدهند و بهره سود سپرده ها هم ازاین همین سپرده های تامین می شود باز هم به امید آن که روزی پس بدهند امام تاریخ بانکداری نشان داده که هیچ بانکی نتوانسته به این آرزوی خود جامه عمل بپوشاند و عاقبت یا با کمک های دولت ویا با کمک های مردمی دوران خود را سپری کرده ویا با گردن کلفتی خود را ورشکسته نشان داده واز استیفای حقوق مردم سر باز زده است. و یا با فریب و سند سوزی حق آن هارا پایمال نموده است که نمونه آن حادثه یازده سپتامبر است که در آن تمام اسناد مربوط به بدهی بانک ها و سرمایه داران بزرگی چون بوش و بن لادن در برج دوقلوی تجارت جهانی  سوزانده شد. وبرای اینکه این حادثه هرگز به موضوع اصلی نپردازد هرساله یک کلک جدید سوار می کنند که امسال هم  به سیم آخر زده و قرآن سوزی به راه انداختند! و این البته جز آبروریزی برای آن ها که آبروئی نداشتند چیز دیگری نبود زیرا آن ها سال ها تبلیغ کرده بودند که ایرانی ها یا اعراب کتاب ها را می سوزاندند، اما امروز خودشان این کار را می کنند و به آن افتخار هم می کنند! همه این ها نتیجه بالا آوردن بدهی های کلان است یعنی اغلب کسانی این کار را می کنند که دیگر امیدی به آزاد بودن ندارند و می گویند حالا که قرار است دستگیر و محاکمه شوند چه بهتر که قضیه ناکارآمدی اقتصاد آزاد غربی نباشد و مردم تصور نکنند که آن ها به دلیل بدهی و ورشکستگی به زندان می روند بلکه فکر کنند برای حادثه 11 سپتامبر و برای مبارزه با بن لادن است ! در حالیکه بن لادن و تروریسم هر روز سرحال تر می شوند. واین نشان می دهد نه تنها با آن مبارزه نمی شود بلکه تقویت هم می شوند. آیا اشغال افغانستان جز برای افزایش قاچاق مواد مخدر بوده و آیا تا کنون تولید و توزیع آن در افغانستان و کشور های همجوار کاهش یافته؟ و یا اینکه در روز روشن ارتشآْمریکا با هواپیما های نظامی اقدام به توزیع مواد مخدر می کند و بهانه ای جز بدست آوردن درامد و تامین هزینه جنگی ندارد؟ البته این در آمد ها هم حتی صرف هزینه های جنگی نمی شود بلکه یک راست به حلقوم بانک ها سرازیر می شود که می گویند در حال ور شکستگی هستند.! بنابر این در اقتصاد آزاد غربی همه چیز به مواد مخدر برمی گردد. حتی نجات بانک ها هم فقط با پول تجارت نامشروع و پرسودی چون تجارت  اسلحه  و مواد مخدر است . و این است که اگر کسی ادعا کند بانک سرمایه است نه سخن علمی گفته و نه چیزی که حتی خودش به آن اعتقاد داشته باشد و این تبلیغات فقط برای فریب مردم و جذب نقدینگی آن ها واگر زمان های طولانی تری وعده باز پرداخت می دهند فقط به این خاطر است که شاید تا آن موقع دیگر نباشند و کسان دیگری چوب آن ها بخورند

دیر اجرا شدن یارانه ها

در دوره فوق لیسانس وقتی واحد بازارهای مالی و اوراق بهادار را می‌گذراندیم استاد ما می‌گفت در آمریکا علاوه بر بورس اصلی یا سالن معاملات بورس یک بورس فعال دیگری وجود دارد به نام بازارهای دست دوم! در بازارهای اصلی یا دست اول کامپیوترها و بردها وجود دارد و همه از قیمت‌ها مطلع می‌شوند ولی در بازار دست دوم که فعال‌تر از بازار دست اول است و ما به آن بازار سیاه می‌گوییم، شخص نیازی به کامپیوتر و نرم‌افزار ندارد. با علایم دست و پا و سر و داد و بیداد و سر و صدا با همکاران خود ارتباط برقرار کرده و آن‌ها را هدایت می‌کند! در همین فردوسی برای چند روز که ارز دولتی توزیع می‌شد، ما به راحتی متوجه قدرت بورس یا بازار ارز غیر رسمی می‌شویم. در حراجی سکه در بانک کارگشایی حتی افراد، نیازی به پول یا تلفن ندارند! بلکه در صف می‌ایستند و از همان ابتدا فروش جا شروع می‌شود! سکه‌ها را می‌خرند و یک حواله می‌دهند یا قول می‌دهند که پولش را بدهند و بعد به همدیگر می‌فروشند بدون این‌که پولی به هم بدهند. چون سرعت عمل بالاست اگر بخواهند پول بدهند و بگیرند سرشان کلاه می‌رود بعد که بانک تعطیل شد آن‌وقت می‌نشینند به حساب و کتاب. البته باز هم پول نمی‌دهند بلکه همدیگر را بدهکار یا بستانکار می‌کنند.
از همین جا به علت طولانی شدن اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها هم می‌توان پی برد. در واقع هدفمند کردن یارانه‌ها یک جنگ بزرگ اقتصادی بر علیه رانت‌خواری است اما رانت‌خواران مانند گرگ دندان تیز کرده و منتظر شکست دادن آن هستند. تاکنون شاید دوازده سال است که رسماً و بیش از آن به صورت غیر رسمی، دولت خواستار رفع یارانه‌ها شده بود اما چرا تاکنون اجرا نشده فقط به این ‌دلیل بود که از عملکرد بازار سیاه در این رابطه نگران بودند. اکنون با این‌که دولت تمام انبارها را پر از کالا کرده و ذخیره ارزی را به بیش از صد میلیارد دلار رسانده اما هنوز از محتکران ترس دارد و نمی‌داند آن‌ها چه بازی به راه خواهند انداخت. حتی رییس‌جمهور در مصاحبه خود به این وحشت اشاره کرد و گفت: "ما می‌خواهیم جلوی محتکران را بگیریم و برای همین کاری می‌کنیم که آن‌ها ندانند کی هدفمندی اجرا خواهد شد! زیر آن‌ها می‌خواهند به محض اعلام اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها کالاها را احتکار و نظم عمومی را بر هم بزنند و مانع از اجرای آن بشوند." اگر دولت قدرت داشت که جلوی محتکران را بگیرد شاید هدفمند کردن یارانه‌ها سال‌ها پیش اجرا شده بود مانند طرحی که در ایجاد بزرگراه در لرستان انجام شد. دولت‌ها چهل سال بود که این طرح را داشتند ولی قادر به اجرای آن نبودند. اغلب طرح‌هایی که امروزه اجرا می‌شود شاید نطفه اولیه آن به دهه‌های پیشین باز گردد. مثلاً مترو را اغلب شهرهای بزرگ داشتند ولی ایران تا چند سال پیش نمی‌توانست آن را اجرا کند. اکنون هم ریل هوایی به این سرنوشت دچار است. همه می‌دانند تنها راه نجات ترافیک تهران استفاده از فضاست اما به دلیل مخالفت‌ها حتی رییس‌جمهور هم که آن را مطرح کرده بود و یکی از تخصص‌های ایشان در دوره دکتراست، اکنون حتی از حرف زدن در این‌باره خودداری می‌کند. همین آگهی مناقصه و مزایده با این‌که رییس‌جمهور دستور لغو آن را داده و رییس مجلس هم از آن حمایت کرده است ولی لابی‌ها کار خودشان را می‌کنند.

هجوم به بانک‌ها

از زمان اعلام هدفمندی یارانه‌ها، دغدغه‌ی مسؤولان همواره این بوده که با وجود محاسن زیاد در اجرا اگر وجوه به صورت نقدی به مردم پرداخت شود، با مشکلات عدیده‌ روبه‌رو خواهد شد.
اولاً، ممکن است اعلام مبلغ، مسأله‌ساز باشد و کم و کیف آن بحث برانگیز شود؛ ثانیاً، نحوه‌ی پرداخت چگونه باشد؟ آیا بانک می‌تواند همه را پوشش دهد و سیستم بانکی قادر خواهد بود، خدماتی به این وسعت ارایه دهد؟ اما مهم‌تر این‌که روزپرداخت یارانه‌ها، روز واقعه خواهد بود و ممکن است با هجوم مردم به بانک، باعث اختلال در سیستم بانکی شود یا حتی بدتر از آن مورد سوء‌استفاده‌ی عوامل استکبار جهانی قرار بگیرد، حتی به تجمعات و درگیری‌ها بیانجامد یا باعث آشوب شود. یکی از مسایلی که باعث این دغدغه‌ها می‌شود، گام اول بودن آن است. لذا برنامه‌ریزی برای آن به دلیل نداشتن سوابق اجرایی و نو بودن موضوع بسیار مشکل است و در مواردی غیر قابل پیش‌بینی؛ به طوری که از منهای بی‌نهایت تا به اضافه‌ی بی‌نهایت تلورانس داشته و متغیر می‌باشد.
برای کاهش آسیب‌های اجتماعی و یا پیامد‌های سیاسی، یکی از کارها همان پدافند غیر عامل است. به این معنا که چه استراتژی یا راهبردها و یا چه تکنیک و روش‌هایی به کار رود تا این آسیب‌ها به حداقل برسد یا حتی صفر شود. زیرا ممکن است یک حرکت کوچک باعث تحت‌الشعاع قرار گرفتن اصل موضوع شده و میلیاردها تومان صرف شود و عاقبت هم نتیجه‌ی مطلوب به دست نیامده و یا نارضایتی پیش بیاید. این‌که برخی از مسؤولان، صحبت از عزم ملی و اراده‌ی عمومی می‌کنند، درست است ولی چون این طرح مانند یک جاده‌ی یک طرفه است، باید بیش‌تر تلاش‌ها از سوی دولت صورت بگیرد و تا حد لازم با فرهنگ و آداب مردم هماهنگ باشد. یکی از این مسایل، مبلغ یارانه بود که با درایت رییس‌جمهور و پیش‌زمینه‌ای که وجود داشت، مبلغ اعلام شده مورد تأیید مردم واقع شد و مردم در واقع با سکوت خود آن را تأیید کردند. البته قول افزایش آن نیز از جمله راهبرد‌هایی بود که به این آرامش کمک کرد. استانی نمودن واریز مبلغ نیز توانست تا حدود زیادی نگرانی بانک‌ها و سیستم عامل را برطرف کند، اما در مورد برداشت از حساب‌ها می‌توان به چند طریق زیر عمل کرد:
1- پایانه‌های فروشگاه‌ها را فعال‌تر کرده و مردم را تشویق کرد که به جای حمل وجوه نقد، از طریق وجوه انتقالی عمل کنند. 2- بانک‌ها اعلام کنند که به مانده حساب‌ها و افزایش موجودی یا عدم برداشت یارانه‌ها سود پرداخت می‌کنند تا کسانی که نیاز فوری ندارند، تشویق شوند آن را پس‌انداز کنند. 3- استرس ناشی از تعویض حساب‌ها را باید به حداقل رساند، زیرا غالب مردم ممکن است بلافاصله پس از واریز، مبلغ را از حساب‌های اعلام شده برای یارانه، برداشت و به حساب‌های دیگر خود منتقل کنند. این عمل یعنی نبود اعتماد و یا ترس از تغییر رفتار دولت که می‌توان با تبلیغ صحیح و یا گوشزد آن را برطرف یا حداقل با تذکر آن را مرتفع کرد. در این خصوص اگر چه رییس‌جمهور اعلام کرده که اصلاح نظام بانکی بعد از هدفمند شدن یارانه‌ها صورت می‌گیرد، اما عملکرد بانک‌ها به دلایل زیادی در جهت درستی نخواهد بود. یکی از مهم‌ترین دلایل ترس مسؤولان از اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها همین عملکرد بانک‌هاست؛ زیرا بانک‌ها اهداف سود‌آوری دارند، در حالی که ‌این موضوع یک مسأله‌ی سیاسی حیاتی است. لذا تاکنون همان‌طور که توضیح داده شد به خاطر ترس از مسایل بانکی بود که ‌این طرح ملی عقب می‌‌افتاد و اقتصاد‌ ایران را از درون متلاشی می‌کرد. در واقع، همه‌ی عقب‌افتادگی کشور به دلیل سودجویی و رباخواری بانک‌ها بود. ما اکنون در تمام مراحل پیشرفت پروژه‌‌ها، زخم عمیق و کاری مالی و پولی را می‌بینیم و تمام‌ این‌ها دلیل آن است که بانک، منافع خود را بر منافع ملی ترجیح می‌دهد. لذا تمام پروژه‌‍‌ها مشکلات مالی دارند و بانک‌ها هم کوتاه نمی‌آیند؛ یعنی دلیلی ندارد که کوتاه بیایند. آن‌ها می‌گویند ما بنگاه خیریه نیستیم، راست هم می‌گویند چون دنبال منافع خود هستند. در همین طرح نیز اگر رییس کل بانک مرکزی، تهدید به استعفا نکند و بانک‌ها سودجویی خود را در آن نبینند، ممکن است معضلات زیادی را بیافرینند، مگر ‌این‌که دولت، دولّا پهنا به آن‌ها سود و یارانه بپردازد! و تمام ‌این‌ها نتیجه‌ی بی‌توجهی به اقتصاد علوی و اسلامی ‌است. به طور کل در اسلام بانک نداریم، بلکه قرض‌الحسنه داریم. بانک مرکزی نیز معنا ندارد و باید همان بیت‌المال نام‌گذاری شود! بی‌توجهی به مسایل مکاسب (اقتصاد اسلامی‌) تا آن‌جا پیش رفته است که حتی علمای طراز اول وقتی فوت می‌کنند، در حساب بانکی آن‌ها میلیاردها ریال حق‌الناس و حق‌الله است. در حالی که پیامبر (ص) صبح را به شب نمی‌رساند تا بیت‌المال را تقسیم کند! اصولاً بانک یک کلمه‌ی عبری است و عملاً در چنبره‌ی صهیونیست می‌باشد، لذا به راحتی می‌توانند در روند آن اشکال ‌ایجاد کنند. یک نمونه‌ از آنان، مشتریان را تهدید کرده بودند که از محل یارانه، بدهی‌های معوقه را برداشت کنند! نمونه‌ی دیگر ممکن است این باشد که به موقع اعلام کنند، اسکناس نداریم! یا از توسعه‌ی پایانه‌های فروشگاهی جلوگیری کنند و یا با اخلال در سیستم، مردم را آزار دهند! زیرا در بانک ربوی یک ساعت هم یک ساعت است؛ اگر یارانه‌ی هفتاد میلیون آدم یک روز بیش‌تر در بانک بماند، چه سود کلانی عاید بانک می‌شود و ‌آیا بانک که تا 28 درصد سود می‌گیرد، می‌تواند از ‌این سود هنگفت صرف نظر کند؟ بانک‌ها از هم اکنون این طرح را ریخته‌اند که با طولانی کردن صف نوبت، هم مردم را عاصی کنند و هم سود کلانی ببرند. مردم که عاصی شدند، به نفع بانک‌هاست، چون می‌توانند به ‌این بهانه در یک دور، پرداخت را طولانی کنند، یعنی پول در مدت بیش‌تر و بدون پرداخت سود به مشتری در بانک بماند و غیره