هماکنون کم نیست کتب مدیریتی که از احکام اسلامی نشأت گرفته ولی برای این یخ زدهها، قال المایو و قال التیلور از قال الباقر و قال الصادق مهمتر و علمیتر است. اصلاً گفتار معصومین را یک مشت نصیحت میدانند که در عرصه دانش نباید وارد کرد. در سمینار هدفمندی یارانهها، مهندس جلوداری بعد از سی و سه سال از انقلاب اسلامی گذشته میگوید اگر قرار است که بانکی تأسیس شود باید نظام ارزشی اسلام را قبول کند! والا هرروز ما شاهد رویش یک بانک جدید هستیم که فقط هدفشان سود آوری است. پول مردم را جمع کنند بعد در کلاردشت یا چالوس گرانفروشی کنند به نام صنعت و تولید! اینکه نمی شود بانکداری اسلامی! یا رییس بازرگانی بانک تجارت فقط در فکر این باشد که مردم یارانهها هم نگیرند و آن را به سیستم بانکی بسپارند تا در چنین پروژههایی سرمایهگذاری کند! این نوع سوء استفاده از هدفمند سازی یارانه یعنی معکوس کردن هدف یعنی با اینکه تمام هم غم دولت این است که پول مستقیم به مردم برسد اینها باز هم به دنبال غیر مستقیم کردن مردم در دسترسی به منابع مالی هستند. هنوز این رییس باز گانی فکر میکنند بانکهای جهان همان بانکهای دهه شصت است، گویا این همه ورشکستگی بانکها هنوز حتی با گوش او برخورد نکرده است.
پایهگذاری صنعت حلال در ایران ممکن است شوخی باشد زیرا اصلاً حرام و صنعت حرام در ایران اگر هم وجود داشته باشد، خود را حلال جا میزند! چه رسد به اینکه بخواهد قد علم کند. مثلاً بانکداری ربوی با نرخ 22 درصد به بالا که هم دهنکجی به احکام اسلام میکند و هم مخالفت با سیاستهای دولت است، نرخ بهره را 12 تا 14 درصد تعیین کرده و حتی با نامهای مقدس؛ خود را پوشش میدهند، اما در شرق دور که مجبورند سوسک بخورند یا سگ و قورباغه یا در اروپا که مجبورند مشروبات یا گوشت خوک بخورند، این امر معنای واقعی و حیاتی دارد و مردم به این نهضت احترام میگذارند. اکنون صنعت حلال در اروپا و آمریکا یا در شرق دور بیشتر مورد توجه است تا در کشورهای اسلامی
امام جمعه موقت تهران هم دادش از گرانیها در آمد ولی ایشان هم مانند بقیه نمیدانندمشکل چیست و راه حل کدام است و به اصطلاح از کجا می خورند! گرانی نه برای تولید است نه کالا بلکه همه آنها ناشی از بانکداری ربوی است زیرا افزایش قیمتهای تولید کنندگان برای باز پرداخت بهره های سرسام آور بانکهاست. چندی پیش همین بانکها با شعار مبارزه با گرانی و جذب نقدینگی سرگردانُ دکتر احمدی نژاد را هم فریب دادند و ایشان اجازه دادبهره ها کمی بالارود! و این نتیجه شد حالا اگر بانکها راه خودشان را از ربا جدا نکنند به فتوای من همه میتوانند بانکها را مثل اول انقلاب به آتش بکشند تا جلوی گرانی ها گرفته شود زیرا سالهاست که بانکها خلاف می کنند و کسی دامن آنها را نمی گیرد و این چند قلمی که آشکار شده آنهم اتفاقی است چون انها قویترین وکلا و قویترین حسابداران و خبره ترین خسابرسها را دارند و تمام جرمهای مافیایی آنان با لایه قانونی پوشانده می شود. لذا به نظر اینجاب کل بانکها باید منحل شوند موسسات جدید مالی اسلامی جای آنها را بگیرند. وتا موقعیکه این کار نشود جرم ها ادامه خواهد داشت
عامل تورم را جای دیگری نباید جست چون همه تولیدان براساس طرحهای توجیهی و تسهیلاتی و سرمایه گذاری بانکهاست لذا اساس تورم و گرانی هم همانجاست بانکها از سه جنبه تورم زا هستند: استخدام های بالای استاندارد و حقوق های بیشتر از میانگین پرداخت می کنند درحالیکه اصلا تولیدی ندارند و چیزی براحتماع نمیافزایند. تسهیلات بلا منازع به افراد بدون شرایط که باعث فرار سرمایه ها از تولید به دلالی می شود و بازهم فرهنگ تولید را زیر سوال می برد و انگیزه کار را می کشد و سوم اختلاسهای فراوانی که صورت می گیرد که فقط ۵ درصد آنها آنهم براثر اشتباه یا غرور کاذب لو می رود